طبیعت

طبیعت

طبیعتی زیبا از شمال

طبیعت 2

طبیعت 2

تصویری دیگر که چه زیباست

اولين مشت

فلاح هاشمی  درباره این اثر داستانی گفت: پروژه (مجموعه روزهای انقلاب) و این سوژه (تصویب و لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی) توسط دوست گرامی آقای امیرخانی به من پیشنهاد شد. در اصل درباره این موضوع اسناد و کتاب مشخص بسیار کم و محدود است که شاید تنها و مهم‌ترین آن ها خود سخنرانی‌های امام(ره) […]

ادامه مطلب ...

گلهایی که روی دیوار خشکید

” گل هایی که روی دیوار خشکید ”  نام داستان بلندی است از که توسط نشر فرهنگ ایلیا در بهمن ماه ۱۳۹۰ منتشر شده است. داستانی کاملا بومی که شاید به نوعی به آسیب شناسی اجتماعی یک واقعه و یک اتفاق می پردازد. اتفاقی که به راحتی می تواند خانمان برانداز باشد. زندگی و مرگ […]

ادامه مطلب ...

لبخند روي ديوار

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این مجموعه در برگیرنده ۳۹ قطعه شعر با عناوینی مانند؛ “آن طرف ماسک”، “سرفه آشنا”، “هبوط عطش”، “شکستن روی دیوار”، “شوق دیدار”، “پرواز بی‌وزنی”، “فقط ده ثانیه”، “از بوی فلفل متنفرم”، “ایستاده در آب!” و “مشهورترین شهید گمنام” است. در مقدمه این کتاب با عنوان “بومی و اندوه” و […]

ادامه مطلب ...
مشاهده آرشیو

قورباغه كوچولو

روزی در دریاچه ای کوچک و زیبا قورباغه کوچولویی به همراه مادرش زندگی می کرد. قورباغه کوچولو مدام بازیگوشی می کرد و از روی نیلوفرهای آبی شیرجه می زد به عمق آب و به مادرش می گفت: ” مامان! ببین تا کجا میرم. اون زیر زیر. دست می زنم به ریشه نیلوفرها و بر می […]

ادامه مطلب ...

فراتر از آسمان

همه چیز انگار درهم تنیده شده است. احساس رها شدگی توام با درد شیرینی در من نشسته است. سنگها و کلوخها آزارم نمی دهند. خورشید دیگر چشمم را نمی زند. به ناگاه گویی رعدی در سرم همه جا را روشن می کند و سوتی خشدار گوشم را می خراشد. می روم بالا و مثل بادبادکی […]

ادامه مطلب ...

كودكي با جليقه آبي

جلیقه آبی خیلی بهش می آمد. زن با نوک انگشتانش کودک را هل می دهد به طرف جلو. شوهر عصبانی آن سوی خیابان منتظر است. – مامان چیکال کنم؟! – مادر! این پولو بگیر بده به اون آقاهه بگو بستنی می خوام. کودک به مرد دوره گرد نزدیک می شود. – آقاهه سلام! یه بشتنی […]

ادامه مطلب ...
مشاهده آرشیو

خانه ديو

سحر آمیز شده ام و به ناگاه / سر از خانه دیو در آورده ام / چون دانه لوبیایی که از سوراخ جیب پسر بچه ای بازیگوش افتاده است…

ادامه مطلب ...

دردآگین ترین خیال باغ

خسته ایم / من اما پای یک شمشاد / روی یک نیمکت / و تو شاید / از تصویر پژمرده یک قاب / از عکسی که دیگر نیست … / ——— دارد می رود / پشت وانتی کهنه دردآگین ترین خیال باغ / این تن خسته …

ادامه مطلب ...

تمام چراغ های شهر چشمک زن شده اند…

در کوچه پس کوچه های شهر ویترین ها به احترامم کلاه از سر برمی دارند و به هر چهار راهی که می رسم زیر چراغ های قرمز صورتم گل می اندازد… چند سال پیش بهار بود چراغ که سبز شده بود حاج نعمت از زیارت برگشت. آن روز حاج نعمت وقتی زیر کشاله رانش را […]

ادامه مطلب ...
مشاهده آرشیو

مظفرِ بابا شاه

مظفر بابا علیرغم دائم الپکر بودنش اما ماند و بعد از شایستگی های فراوانی که در همان سنین طفولیت نشان داد چهل سالی حاکم سرزمین آذربایجان بود. اصلا می گویند اول بار او آسفالت را به ایران آورد. دلیلش را هم ناراحتی کلیله اش می دانند که مجبور بوده خیلی جاها را آسفالت کند! مظفرالدین […]

ادامه مطلب ...
مشاهده آرشیو
بازتاب

اينجا بازتاب مطالب مهم ادبي ساير سايت ها مندرج مي شود.


متن کامل
بازتاب

اينجا بازتاب مطالب مهم ادبي ساير سايت ها مندرج مي شود.


متن کامل
درباره سايت

سايت گيل نوشت؛ آثار قلمي ميرشمس الدين فلاح هاشمي در حوزه هنر و ادبيات مي باشد. به جز بخش “گزيده اي از يك كتاب” كه مطالب با ذكر منبع مي آيند و باز توسط ايشان انتخاب مي شوند. بدون شك نگاه و ديدگاه و نظرات ارزشمند شما خوبان درباره سايت در بهبود كيفي آن بسيار […]


متن کامل