مطالب منتشر شده در دسته ی "شعر"

آوازهاي لال

بدون نظر

سکوت کرده ام! با آوازهای لال رسوب کرده در گلو… سکوت کرده ام! مثل مردمان نوع دوست که در عزای مرگ نهنگ ها ماتم گرفته اند. روزها و شب ها باران خوشه های مرگ بدون اجازه ضجه هایت… بی التفات اشک هایت… با رخصت گرگ های راه راه پوش همراه آن ستاره عجیب! رویای آبی […]

ادامه مطلب ...

خسته اي بر آب

بدون نظر

خسته ام بر آب/ چون مردی/ رفته سفر/ افتاده به خواب…/ چشم بر رد نگاه/ بر ساحل/ که نگران دریاست…/ پشت بر خورشید/ و صدف ها اینجا چه خوبند و قشنگ/ اما من…/ نگران بغضی/ که صدایت می داشت/ نگران چشمات/ که فروغش می رفت/ نگران توام ای یار…

ادامه مطلب ...

بلند شو آقا!

بدون نظر

در مقابل خانه ای که آقا زبانم لال/ دراز کشیده ای و دراحتضار/ پیاله های غریب/ در دستان ترک خورده ی بچگان یتیم/ می لرزند…/ بلند شو آقا/ بلند شو و ببین/ که چه غریبانه سر به دیوار/ ذوالفقارت/ بغض کرده/ قامتش خمیده…/ بلند شو آقا/ کوچه به سایه های شبانه ات خو کرده / […]

ادامه مطلب ...

خانه ديو

بدون نظر

سحر آمیز شده ام و به ناگاه / سر از خانه دیو در آورده ام / چون دانه لوبیایی که از سوراخ جیب پسر بچه ای بازیگوش افتاده است…

ادامه مطلب ...

دردآگین ترین خیال باغ

بدون نظر

خسته ایم / من اما پای یک شمشاد / روی یک نیمکت / و تو شاید / از تصویر پژمرده یک قاب / از عکسی که دیگر نیست … / ——— دارد می رود / پشت وانتی کهنه دردآگین ترین خیال باغ / این تن خسته …

ادامه مطلب ...

تمام چراغ های شهر چشمک زن شده اند…

بدون نظر

در کوچه پس کوچه های شهر ویترین ها به احترامم کلاه از سر برمی دارند و به هر چهار راهی که می رسم زیر چراغ های قرمز صورتم گل می اندازد… چند سال پیش بهار بود چراغ که سبز شده بود حاج نعمت از زیارت برگشت. آن روز حاج نعمت وقتی زیر کشاله رانش را […]

ادامه مطلب ...
بازتاب

اسب سفید کنار چاه آب ایستاد. حبیبه آغوش باز کرد و حمید را سفت در آغوش گرفت. نارنج توی دست حمید قل خورد و افتاد جلوی دست های اسب. هنوز برگه پایان خدمت حمید خشک نشده بود که حبیبه آستین بالا زده بود و دختری را که حسین نشان کرده بود گرفت برایش. حمید امّا […]


متن کامل
بازتاب

اسب سفید کنار چاه آب ایستاد. حبیبه آغوش باز کرد و حمید را سفت در آغوش گرفت. نارنج توی دست حمید قل خورد و افتاد جلوی دست های اسب. هنوز برگه پایان خدمت حمید خشک نشده بود که حبیبه آستین بالا زده بود و دختری را که حسین نشان کرده بود گرفت برایش. حمید امّا […]


متن کامل
درباره سايت

سايت گيل نوشت؛ آثار قلمي ميرشمس الدين فلاح هاشمي در حوزه هنر و ادبيات مي باشد. به جز بخش “گزيده اي از يك كتاب” كه مطالب با ذكر منبع مي آيند و باز توسط ايشان انتخاب مي شوند. بدون شك نگاه و ديدگاه و نظرات ارزشمند شما خوبان درباره سايت در بهبود كيفي آن بسيار […]


متن کامل